X
تبلیغات
مفتاح الذاکرین - مصاحبه سایت دهملا لبیک با مجید خضرایی

سوال : با سلام وتشکر بابت این فرصتی که در اختیار سایت ما قرار دادید ابتدا خودتان را برای مخاطبین معرفی بفرمایید

-با عرض سلام وعرض ارادت خدمت امام زمان روحی فداه و مقام معظم رهبری و همچنین دوستان عزیز ،منهم از سایت وزین ده ملا لبیک تشکر میکنم که بنده را قابل دانستند .بنده مجیدخضرایی هستم متخلص به دعبل 33 سال دارم و شغل و تنها و کاری که بلدم نوکری اهل بیت است که البته خیلی ناشی و ناوارد هستم .ساکن تهرانم و اصالتا هم تهرانیم . چهارتا فرزند دارم و اگر به طلاب عزیز توهین نباشه منهم طلبه هستم (از نوع کم سوادش ) .

سوال : از چه سالی شعر سرودید و از کی اشعارتان توسط مداحان خوانده شد؟

من از سال اول راهنمایی شعر گفتم که اولین شعرم برای امام خمینی بود که معلم تربیتی مدرسه ما مرا دعوا کرد وگفت این شعرو از کجا برداشتی . بعد از اون اشعارم رو برای هفته نامه ی پهلوان می فرستادم که بعد از مدت کوتاهی در آنجا چاپ شد . اما شروع رسمی نوکری من و در واقع نقطه عطف زندگی من شب 27 ماه رمضان سال 78 بود که در مسجد ارک بطور اتفاقی شعری برای امام زمان سرودم (در همان مسجد ارک ) و وقتی که حاج منصور آمد از کنارم رد بشود تا داخل مجلس برود این برگه را دادم به ایشان و ناگهان حاجی شروع کرد به خواندن

امان ز درد جدایی امان ز تنهایی

دلم گرفته به یادت نگو نمیایی

نگو که نوکریت را نمیدهی برمن

لباس خادمیت را نمیکنم بر تن

من حالی داشتم که نمی توانم وصفش کنم شما حساب کنید برای اولین بار به مجلس حاج منصور بروید و این جلوه برایتان بشود . خود حاجی هم پشت بلندگو گفت که من اصلا این شعرو ندیده بودم دم در یه عاشقی بهم داد ومن دارم میخونم چه شبی شد .بعد مجلس رفتم داخل دفتر حاج آقا تو مسجد و جواب اون شعرو از زبان امام زمان در همانجا نوشتم و دادم حاج منصور و حاج سعید اونو یه کم اصلاح کرد وفرداش حاجی خوندش:

امان ز درد غریبی امان زتنهایی

سلام من به تو ای آنکه آل زهراییی

دهم بسوی تو مژده تو را خریدم من

لباس نوکریت را خودم بریدم من

اون شب اونقدر شب عجیبی شد که حاج منصور روضه ی 14 معصوم را با هم خواند . و از آن شب من شدم نمک گیر سفره ی حاجی .

سوال :خیلی جالب بود اما چه اتفاقاتی باعث جدایی شما از حاج منصور شد؟

ببینید من همین الا ن هم که نگاه میکنم اگر به خود من که اصلا مداحی بلد نیستم شعرای اون موقعم را بدهید نمیخوانمشان و حتی روم نشد تو کتابم چاپشان کنم نفس حق حاج منصور بود که اونا رو تبدیل به شعر سوزناک می کرد و حاجی به من که هیچی به بزرگتر از منهم احتیاجی نداشته و ندارد و جایی عرض کردم همانطور که زمین بی حجت نمی ماند در غیبت امام معصوم مناسب اهل بیت هم بی نائب الحجه نمی ماند مثلا رهبرمان نائب الحجت حکومت است و حاج منصور نائب الحجت مداحان است ببینید به افکار سیاسی حاجی کاری ندارم (نه اینکه ردشان کنم ) اما کجای دنیا سراغ دارید یک پیرمرد بیاد بگه رب شهر رمضان اونهمه جوان و پیر با همین جمله ضجه بزنند اصلا حاج منصور شعر لازم نداره ایشان شعرا و مداحان را بغل خودشان رشد میدهند .من قصه ی تلخ جداییم از حاجی را در یک جمله خلاصه کنم تا زیاد آبروی خودم را نبرم : بی عقلی و حرف نشنوی من . اما شاید به ظاهر از ایشان دورم اما خدای من شاهد است هنوز هم تک تک ابیاتم را با نظر و رزق حاجی مینویسم و شاید بعضی انکارم کنند اما اربابم افسار دل مرا دست حاجی داده چه دور باشم چه نزدیک .

سوال:خیلی از جوانان هیاتی شما را با اشعار وسبکهای حاج عبدالرضا هلالی میشناسند ،قضیه آشناییتان با حاج رضا چه بود؟

ببینید آقا رضا قبل از معروفیتش که حقش هم بود بچه محل ما بود ودر هیات نورالمهدی نظام آباد می آمد برای ما گاهی می خواند و طبیعتا خبر داشت من شاعر حاجی هستم بعدا که ایشان معروف شد یک روز به من زنگ زد و از من خواست بروم دیدنش رفتیم با هم صمیمی شدیم و از روز میلاد امام باقر شد شروع رابطه ی ما تا سال 88 که به خاطر مشکلات من این رابطه کمی کمتر شده اگرچه هنوز هم من به ایشان خیلی ارادت دارم .

سوال: نحوه درست کردن سبکهایتان چطور بود ،بگذارید واضح تر بپرسیم بعضیها این انتقاد را به امثال شما دارند که آهنگهای موسیقی را وارد مداحی کردید

-سوال بسیار خوبی بود .ببینید من اینجا باید از طرف تمام دوستان وسروران شاعر وسبک سازم حرف بزنم . اولا که ما آهنگ ها را وارد نکردیم شما مداحی های قدیم را گوش کنید مثلا آهنگ ای کاروان آهسته ران آقای کاظمی را مگر حاج منصور قبلا نخوانده یا آهنگ امام علی و اما رضا و... پس آهنگ به خودی خود مذموم نیست قید غنا آور بودن یا مطرب بودن و مخصوص مجالس لهو لعب که کنار آهنگ بیاد حرامش میکند .حالا اینهمه سبکهای دلنشین و سوزناک گفته شده بغلش ده تا دونه هم اشتباه بوده چرا بعضیها مثل مگس گلها رو ول میکنند میروند روی مرداب مینشینند ؟ بله من و دیگران هم گاهی اشتباه داشتیم اما اکثر سبکهای امروز من و دوستان دیگر به سبب تجربیات گذ شته و راهنماییهای آقا به ما درست و خودجوش است . و جالب است عرض کنم الان این آهنگسازها هستند که سراغ من می آیند برای ملودی و نغمه به عنوان مثال آهنگ "چه دنیایی میشه دنیا " که آقای راد خواندند ودر نیمه شعبان پخش شد و در اینتر نت فراوان دانلود شده از من گرفته شد .برای امام زمان خواندند .

سوال :برای آخرین سوال الان چرا به مداحان معروف شعر نمیدهید ؟

اولا که ما لایق نیستیم وثانیا ماشاالله اونقدر شعرای خوب و با سواد زیادند که مارو کسی تحویل نمیگیرد .اما فی الحال یک طرحی داریم با کمک دوستان که قصد داریم به مداحان گمنام ولی با استعداد برای اولین بار در کشور شعر و سبک اختصاصی متناسب با جنس و قدرت صدایشان بدهیم و بعد از تستهای اولیه بین اینها چندنفر را جدا کنیم تا با کمک اساتید حوزه های مختلف مداحی مثل اساتید آواز و مقتل شناسی و احکام و شعر و ... آنها را بصورت فشرده رشد دهیم چون اگر به خیلی از این مداحان شهرستانی و گمنام و با استعداد کمک بشود می توانند از خیلی ها بیشتر وبهتر نوکری کنند .به قول حاج حسین سازور اگر همه مردم هم مداح بشوند باز کم است .فعلا با وبلاگ شخصی خودم شروع کردم که شکر خدا بسیار مورد توجه قرار گرفته به طوریکه در مدت دو هفته آمار بازدید کنندگانمان به بیش از هزار و دویست نفر رسیده و در دو مرحله ی اول به حدود صد مداح عموما شهرستانی سبک وشعر دادیم . و همینجا من دست تمام اساتید را برای کمک میفشارم .

سوال : باتشکر از وقتی که در اختیار ما قرار دادید کلام پایانی اگر دارید بفرمایید

منهم متقابلا از شما تشکر می کنم که منو قابل دانستید و لازم میدانم از چند نفر با ذکر اسم تشکر خاص کنم .از حاج اکبر بیات که اولین استادم بوده ،از حاج منصور ،حاج سعیدحدادیان وحاج حسین سازور مادر و پدرم و تمام رفقای خوبم مثل حاج مجید ملا ،کربلایی حمید موحدین وبخصوص همسر بزرگوارم بسیار متشکرم که در تمام این سالها بدیهای مرا تحمل کردند

+ نوشته شده در  جمعه ششم آبان 1390ساعت 13:2  توسط جمعی از نوکران اهل بیت علیهم السلام  |